الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
21
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) هم آهنگ راستگويان ، و هم پشت و هم دست با اهل حق ، كمكِ نزديك است ، و پدر براى يتيم و شوهر براى بيوه زنان ، به مستمندان مهربان است ، و براى هر ناگوارى اميد به او است ، براى هر سختى آرزومند اويند ، با نشاط است ، و خوشرو و نه چهره در هم و عيب جو ، سخت است ، و بسيار خشم فرو خور و بسيار خنده رو . نازك بين است و پُر حذر ( نادانى نكند و اگر به او نادانى شود بردبارى كند ) ، بخل نورزد و اگر هم از او دريغ دارند صبر كند ، تعقّل دارد و آزرم كند و قناعت دارد و بىنياز است ، حيايش بر شهوت او برترى دارد و دوستيش بر حسدش و گذشتش بر كينهاش ، نادرست نگويد ، جز راه اقتصاد نپويد ، رفتارش فروتنى است . براى پروردگارش خاضع است و از او در هر حال خشنود است ، نيّتش پاك است و كردارش بىدغلى است و فريب ، نگاهش عبرت است و خموشيش انديشه و گفتارش حكمت ، خيرخواه و بخشش كن و برادر ، در نهان و عيان خيرخواه است ، از برادر خود قهر نكند و غيبت او ننمايد و به او نيرنگ نزند ، بر آنچه از دستش رفته افسوس نخورد ، و به هر مصيبتى بيند ، اندوه نخورد به آنچه برايش روا نيست اميد نبندد ، در سختى و تنگدستى سست نشود و در خوشى و فراوانى سست نگردد ، بردبارى را با دانش در آميزد و خرد را با شكيبائى ، ببينى كه تنبلى از او دور است و نشاط او پيوسته است ، آرزوى كوتاه دارد و لغزش اندك و انتظار مرگ ، دلش لرزان است و در ياد پروردگار خود است ، نفسش قانع و جهلش منفى و كارش آسان است ، براى گناهش غمنده است و شهوت خود را كشته ، خشمش را به خوبى فرو خورد و خلقش را مصفّا نمايد ، همسايه از او آسوده است و سر بزرگى ندارد ، بدان چه به او رسد قانع است و پايهء